ارسال شده توسط motahar در تاریخ: ۰۵ بهمن, ۱۳۸۸
جهنم تاریک بود. جهنم سیاه بود . جهنم نور نداشت. شیطان هر روز صبح از جهنم بیرون می آمد و مشت مشت با خودش تاریکی می آورد. تاریکی را روی آدم ها می پاشید و خوشحال بود، اما بیش از هر چیز خورشید آزارش می داد.خورشید ، تاریکی را می شست و می برد و [...]
ارسال شده توسط motahar در تاریخ: ۰۹ دی, ۱۳۸۸
زندگی،
لوحی سپید و نانوشته است.
بر این لوحِ سپید،
نه خوشبختی تو را نقش کرده اند
و نه بدبختی تو را.
تو می توانی
نقشِ خوشبختی یا بدبختی خود را
بر لوحِ سپیدِ زندگیت نقش کنی.
آزادی، گوهرِ هستی توست.
تو می توانی
گوهرِ آزادی را
در راهِ دوزخی ساختنِ زندگی خود خرج کنی.
تو می توانی
با گوهرِ آزادی،
زندگی خود را به رنگین کمانی از [...]
ارسال شده توسط admin در تاریخ: ۰۲ آبان, ۱۳۸۸
با بیداری و روشنی ست که
از رکورد و جمود می رهی.
نغمه می شوی.
آواز می شوی.
رقص می شوی.
شور و سرمست می شوی.
ساده می شوی.
زیبا می شوی.
عشق می شوی.
با بیداری و روشنی ست که
هر لحظه ی تو،
عینِ جاودانگی می شود.
با بیداری و روشنی،
سلطانِ جهان می شوی.
انّا سخّرنا لکُم السماواتِ و الارض.
آسمان ها و زمین در [...]
ارسال شده توسط admin در تاریخ: ۰۱ مهر, ۱۳۸۸
ما دوست داریم از اندوه و رنج های خویش بکاهیم
و تسلا بیابیم.
اما تسلای حقیقی،
هنگامی به دست می آید
که بُعدِ غایی وجودِ خویش را کشف کنیم.
بُعدِ غایی،
خداست.
خدا،
حقیقتِ ماست؛
حقیقی که نه زاده می شود
و نه می میرد.
به همین دلیل است که
با اعتماد به خداوند؛
با اتکا به حقیقتِ غایی خویش،
از حُزن و خوف رهایی می یابیم.
خدا شخص نیست.
خدا [...]